10082026پنج شنبه
Last updateسه شنبه, 03 نوامبر 4505 7pm
کد خبر: ۰۵۰۷۱۶6050

فلسفه اجتماعی

به قلم ـ استاد جعفر دیناروند

اگر اجتماع را امری انسانی بدانیم و آن را با هر گردآمدن یکی ندانیم لذا سببی در جداسازی آن از انبوه زنبوران عسل یا گله های آهوان خواهیم نمود و از این نظر به واژه«جامعه»می رسیم که تنها شامل آدم و نوع زندگی او می گردد.

این اجتماع، بدون دلیل ایجاد نمی شود و بدون سبب پایدار نمی ماند.اعضایی در آن حضور دارند که دارای قوه فکر و نیروی عقلانی هستند و با استفاده از آن ها جهت بهزیستی و تعالی خود، عمل می کنند. استعدادهای این اعضا، متعدد و فراوانند و نیازمند ترفیع و به اوج رسیدن هستند.این یعنی، انسان قادر نیست تا مانند سایر موجودات، بر اساس اتفاق ها زندگی کند و تابع حوادث و رویدادهای پیش رو گردد.این انسان، هدفمند است.

این هدفمندی در فلسفه اجتماعی او نمود می یابد و بر اساس آن نیز شکل می گیرد.این یعنی، حرکت جامعه بدون وجود فلسفه احتماعی، نوعی سردرگمی است. فلسفه اجتماعی، نوعی دیدگاه مبسوط آدمی و نگرش او به سبک زندگی است که بر اساس آن می کوشد تا بهترین باشد.در چنین وضعیتی است که خطوط مشخص، راه ها هموار، تصمیم ها متفکرانه، حرکت ها متوازن،هدف ها در برابر، انسانیت محتوا و در نهایت، تکامل، اوج دیدگاه را تشکیل می دهد.


در همین رابطه، موانع متعدد نیز قابل پیش بینی و سدهای خودساخته بشری نیز وارد عمل می شوند.یعنی، انسان دست و پای خود را می بندد و سپس آه و ناله سر می دهد که مرا به سلاخ خانه بردند و در دره ها سقوط دادند غافل از اینکه، خود، عامل در این گرفتاری است. فلسفه اجتماعی داشتن و تلاش وکوشش نمودن برای تغییر وضعیت از موجود به مطلوب، همان طریقی است که موانع را کنار می زند، سدها را می شکند و جاده های ترقی را هموار می کند. جامعه بدون فلسفه اجتماعی، سر در گم، مبهوت، گیج، متوقف، درگیر، نزاع طلب،  روان پریش و در نتیجه، گم شدن در جنگل جهل و نادانی است.اینکه چگونه می توان به وجود این فلسفه در جوامع پی برد؟ و آیا ترسیم آن دارای چه ویژگی هایی است؟پرسش هایی بنیادینی هستند که در حداقل تصور، نشان دهنده عدم شناخت زیربنایی ترین عامل پیشرفت و توسعه جامعه است و اگر چنین وضعیتی موجود باشد، خطری بالقوه برای محو انسانیت انسان خواهد بود.

کلیه حقوق این سایت متعلق به پایگاه خبری و تحلیلی شوش نیوز می باشد. تهیه و طراحی : 0171 هاست